عبدالله مستوفى

268

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

احترام باشد و رئيس الوزراء بخصوص در نبودن مجلس ، بايد بيشتر خود را از راه لزوم خويش براى كشور طرف توجه شاه قرار دهد ، نه از راه مرعوب كردن او . در موقعى كه سيد ساقط شد و محبوسين از حبس نجات يافتند ، براى استمالت آنها مردم دسته‌دسته بديدار آنها ميرفتند . حاجى حسين آقاى امين الضرب ( مهدوى ) يكى از محبوسين بود . من نظر بسابقهء دوستى و همكاريهائى كه در شوراى عالى تجارت باهم داشتيم شب همان روز خلاصى ، بديدار او رفتم . مرحوم مهدوى مردى ملايم ، و با ادب و مردم‌دار و بنابراين مجلس او در اين شب از مجلس اكثر آزادشدگان پرجمعيت تر بود . وارد حياط كه شدم ، مرحوم مشير الدوله ، حسن پيرنيا ، هم از راه رسيد ، و باهم وارد مجلس شده ، من و ايشان پهلوى هم اتفاق افتاديم . از اينكه در اين دو سه ماهه جز عيد نوروز آن هم بوسيله گذاشتن كارت يادى از ايشان نكرده بودم ، عذرخواهى كردم . ايشان گفتند : من هم هيچ‌جا نرفته ، و حتى شاه را هم تا امروز ، در فرح‌آباد ، ملاقات نكرده بودم . گفتم : واقعا از شاه نپرسيديد چه شد ، كه ايشان دستخط رياست وزراى سيد ضياء الدين را امضاء كردند ؟ گفت حاجتى بپرسش نداشت ، خود ايشان بدون سؤال گفتند : سيد آمد اينجا ، دستش را بكمرش زد و با سماجت و تشر قوهء نظامى دستخط رياست وزراى خود را گرفت ، و رفت . البته شاه قبلا از كانديدا شدن سيد ضياء الدين براى رياست وزراء خبر داشته ، و ميدانسته است كه نظر رؤساى نظاميانى كه وارد تهران شده‌اند ، در رياست وزراء به سيد است و شايد نمايندهء نظاميان هم كه بحضور شاه رفته ، اين تقاضا را كرده و حتى مؤسسين كودتا هم ، بوسايل مختلفه مطلب را بشاه حالى كرده بودند ، در اين صورت دست بكمر زدن و تشر و تشدد چه لزومى داشته است ؟ و بر فرض اينكه ، دفعهء اول براى پيشرفت مقاصد آينده ، اين طرز رفتار لازم شمرده شود ، دفعات بعد ديگر هيچ دليل سببى نميتواند داشته باشد ، تا چه رسد باينكه سيد سيگار بلب وارد خدمت شاه ميشده ، سهل است بدون اجازه مىنشسته و گاهى اگر عمدا صندلى در اطاق نمىگذاشتند روى آستانهء مرتفع پنجره جلوس ميكرده است . بايد در اينجا گفت : كه سيد مثل امروز دست چپىها و شماليها ، خيلى بمواعيد مؤسسين كودتا فريفته شده بوده است . و الا ، با وجود حبس وجوه اهل كشور و اختلافات دائمى كه با سردار سپه داشته ، و در هر مورد گرفتار تعنتها و رعونت‌هاى نظامى او مى شده ، نبايد اينقدر بىاحتياط باشد كه حتى با شاه كشور هم بطور بىاعتنائى رفتار كند ، و با نبودن مجلس شوراى ملى ، و نداشتن هيچگونه ريشهء حزبى و طرفدار خانوادگى اين نقطهء اتكا را هم از خود برنجاند . ميگويند : « كرم درخت از خودش است . » اگر اين عامل قلمى كودتا توانسته بود ، با عامل نظامى كنار بيايد شايد ميتوانست بيشتر از اين رئيس الوزراى كشور باشد ، و البته سيد هم متوجه اين موضوع بوده است . ولى كار سيد جاى ديگرش لنگ ، و آن هوش فعال